هنگامی که تو را دیدم پیدا بود که از قبیله دیگری هستی از قبیله عشق .
دیدگانت را در خورشیدونگاهت را در ماه خواندم .
من از پنجره چشمان توبا آسمان آشنا شدم وبه ستارگان سلام دادم
واینک تنها کسی که در دلم این چنین جای دارد فقط تو هستیتو.
نام تو تو زنده وپاینده باد.
زندگی دل من نالان است. زندگی را اگر از شمع بپرسی می گوید زندگی سوختن و ساختن است.
زندگی داستانی است غم انگیز وتلخ.
زندگی شاید رقص از لحظه هاست که با آهنگ زمان میرقصد.
(زندگی بال وپری دارد با وسعت مرگ)
روزی از زندگی پرسیدم:چند بخشی گفت دو بخش کودکی وپیری.
گفتم پس جوانی چه شد؟؟؟؟؟؟
گفت با آه ساخت وبا درد سوخت وبا عشق مرد.
(عشق آتشی است صفا یافته از چشمان عاشق)
اگر چه قاصدی باشد پیغام من گوید.
دلم راضی نمی گردد یارم رود قبرستان
مبادا مرده ایی زنده شود وبا او سخن گوید.
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
(عشق قطره ایی نیست بلکه دریاست اقیانوس است.اقیانوسی از محبت)
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
تو کیستی اگر همه دنیارو هم درپیش رویت بگذارم باز هم کم است؟
تو فرشته ایی .نه نه تو بالاتری تو برتری .
در وصف تو عاجزم.
مانده ام انگشت به دهن ای خداکمکم کن.
همیشه تو را در خواب میبینم.
تورا همیشه درقلبم حس می کنم.
جسمت از من دور است. ولی روحت کنار من است.
(تو همه چیز من هستی من با تو جان گرفتم ای خوب من)
(تو کجایی؟؟؟)
![]()
![]()
![]()
![]()
![]()
تو را چگونه یابم در قاب های بی تصوبر
در کوچه های مه گرفته تو آن پرنده ایی بودی که رفتنت هنوز نابا وری نگاههایی است
که افق بر دوش میکند
السلام على عبد الله بن الحسين، الطفل الرضيع، المرمى الصريع، المشحط دما، المصعد دمه فى السماء، المذبوح بالسهم فى حجر ابيه، لعن الله راميه حرملة بن كاهل الاسدى
![]() |
|
عاشق دل خسته ام از عشق جدایم نکنید..............
بگذارید بمیرم زپریشانی خویش
آرزوی شب پیوند برایم نکنید
به خدا عشق گناه نیست عزیزان اخر
میان همه جمع انگشت نمایم نکنید
كاشكي ميشد دوباره برگرديم به روزاي مهربوني
به گذشته هاي قشنگ ولحظه هاي همزبوني
كاشكي برگرديم دوباره به رفاقت قديمي
به روزاي آشنايي به حرفاي صميمي
كاش ميدونستي كه لحظه هام بي توتمومن
هرچي خوبيه تودنيا واسه من بي تو حرومن
كاش ميشد دوباره توخيالم مينشستي
اين غرور سرد من رو با غرورت ميشكستي

امروز ۲۱ اذرهستش
سالروز ازدواج حضرت علي با فاطمه(س)
اين روز رو به همه شما تبريك ميگم
با ارزو سعادت وخوشبختي براي شما
بمان اما این بار نه دیگر از آن ماندن هایی که رفتن داره
این بار به زبان عامیانه بمان ،
به زبان همه که وقتی تنها می شوند
ماندن کسی را زیر لب با صاحب آسمان ها در میان می گذارند
یک بار به خاطر کسی که یک عمر برایت مرد ، بمان
نامم را بلند خواند. و گناهم را دوست داشتن تو اعلام کرد. محکوم شدم به تنهايي و مرگ؟؟؟
